ميرزا حسين النوري الطبرسي

417

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

امر را به نحوى كه توقيع صادر شده بود . « 1 » حديث چهاردهم نيز روايت كرده از محمّد بن الحسن بن عبد الحميد كه او شكّ كرد در امر حاجز كه يكى از وكلا بود ؛ پس مالى جمع كرد و آن را به سامرّه برد . پس بيرون آمد فرمان در سنهء شصت و پنج كه « نيست در ما شكّى و نه در كسى كه متولّى امور ماست . برگردان آن چه را كه با تو است به سوى حاجز بن يزيد . » « 2 » حديث پانزدهم نيز روايت كرده از محمّد بن محمّد بن عباس قصرى كه گفت : نوشتم در سنهء هفتاد و سه به سوى ناحيهء مقدّسه و سؤال كردم دعايى براى حجّ و در نزد من چيزى نبود كه مرا به حج برساند و اين كه مرا سلامتى روزى فرمايد و اين كه امر دختران مرا كفايت نمايد . پس توقيع فرمودند در تحت سؤال به دعايى براى آن چه سؤال كردى : « و روزى خواهد شد تو را حجّ و سلامتى . و چهار دختر من مرد و يك دختر برايم ماند . » « 3 » حديث شانزدهم نيز روايت كرده از ابو العباس خالدى كه گفت : نوشتند دو مرد از برادران ما ، در مصر به سوى ناحيهء مقدّسه كه سؤال كردند از صاحب الزمان عليه السّلام دربارهء دو حمل كه براى ايشان بود . جواب بيرون آمد براى آن دو ، دعا از براى يكى از آنها به بقا و بيرون آمد براى ديگرى كه « و امّا تو ، اى حمران ! پس خداوند تو را اجر كرامت فرمايد . » پس مرد

--> ( 1 ) . الهداية الكبرى ، ص 371 . ( 2 ) . همان ، ص 369 . ( 3 ) . همان ، ص 371 .